عشقه شیشه ای
مي گويند ..شايد اين رفع بلاست يك نفر زمزمه كرد ..باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد شيشه پنجره را زود شكست كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه خرد شد و شكست عابري خنده كنان مي آمد تكه اي از آن را بر مي داشت تا مرهمي بر دل تنگم مي شد اما امشب ديدم هيچ كس ..هيچ نگفت غصه ام را نشنيد از خودم مي پرسم آيا ارزش قلبم از شيشه پنجره هم كمتر بود ؟ دل من سخت شكست اما هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چـــــــــــرا؟؟؟؟؟
شيشه اي مي شكند ...من مي پرسم ..چرا شيشه شكست؟
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۷ ساعت 18:6 توسط رسول
|
این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید…