شهدا شرمنده ايم
صفحه صفحه از تاریخ را ورق زدیم.
خیلی چیزها برایمان تکراری شد.
یادش بخیر خداداد عزیزی، بازی با استرالیا.
یادش بخیر، گل حمید استیلی.
- زلزله بم.
- روز انرژی هسته ای.
- جنگ33روزه لبنان.
خیلی چیزها برایمان تکراری شد.
یادش بخیر خداداد عزیزی، بازی با استرالیا.
یادش بخیر، گل حمید استیلی.
- زلزله بم.
- روز انرژی هسته ای.
- جنگ33روزه لبنان.
- انتخابات بي نظير 45 ميليوني.
- راهپيمايي بي نظر 9 دي و 22 بهمن.
یادش بخیر...
و یادش بخیر این اتفاقات و فتنه هاي اخير، كه دوست را از دشمن شناختيم
وقتی این اتفاقات افتاد چقدر برایمان جالب،تلخ یا شیرین بود.
ولی گذشت.
گذشت....
دیگر کسی حال و حوصله بازگویی این خاطرات را ندارد.
ولی!
ولی! هنوز از خواندن خاطرات جنگ خسته نشده ايم.
هنوز هر وقت یاد خاطرات کربلای پنج یا شلمچه می افتم بغض در گلویم سنگینی می کند.
هنوز یاد شهیدانی که در کنار آب به یاد سقای تشنه لب امام حسین ع آب نخوردند می افتم
می گویم: شهدا چه کردند و ما چه کردیم.
هر وقت تربت پاک شلمچه را در مشت می گیرم می گویم: چه کسانی در این خاک به خدا رسیدند.
هروقت در خیابان راه می روم و روی در و دیوار عکس شهدا را می بینم از خودم خجالت مي كشم و می گویم: شرمنده ام.

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۱/۲۲ ساعت 12:26 توسط رسول
|
این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید…